عاشق آواره ::
یکشنبه 17/6/87 ساعت 1:0 صبح
هرگز نخواستم که به داشتن تو عادت بکنم بگم فقط مال منی به تو جسارت بکنم
کاش یه معلم داشتم که به خاطر غلطهام جریمهام میکرد. یه سرمشق بم میداد و میگفت هزار بار بنویس. نه دههزار بار اونقدر که یاد بگیری و دیگه غلط نکنی.
میدونی اون موقع چه سر مشقی بم میداد: «من H را دوست ن...»
نه فایدهای نداره. هیچ وقت نمیشد. مطمئناً اگه میگفت به اندازه ستارههای آسمون هم بنویسم به اندازهی دو برابر ستارههای آسمون حرف ن رو جا مینداختم. آخه ستارهها هیچ وقت نمیتونن دروغ بگن چه برسه که دروغ هم بنویسن.
نه دیگه بسه تا کی باید با خودم دروغ بگم به خودم دروغ بگم. چه فایدهای داره کاری که شده و دیگه نمیشه کاریش کرد.
نوشته های دیگران()